عزیزان دورکی درسراسردنیامنتظرتصاویرزیبای بهار92درروستای همیشه سبزمان باشید.منتظربمونیدیادتون نره عزیزان دورکی درکشورهای خارجی کره جنوبی،ترکیه ،قبرس،امریکا،کانادا،نروژ،پاکستان،کویت،دوبی،عربستان،عراق،سوئد،ودیگرکشورها هم منتظر تصاویرجذاب بهار92 دورک شاهپوری ونمای جدید شهرک وپیشرفتها درسی وچهارمین بهارپیروزی انقلاب اسلامی درروستای سبز دورک باشید.وگذری هم داریم ازوضعیت روستا ازاول انقلاب تابه امروز
این مطلب در تاریخ: شنبه 05 اسفند 1391 ساعت: 17:18 منتشر شده است
تسلیت
درگذشت ناگهانی جوان ناکام فرزادمحمدی فرزندالله داد محمدی که براثرحادثه غرق شدن دررودخانه کارون واقع درروستای برنجگان به لقاالله پیوست تسلیت گفته ازخداوندمنان صبربرای بازماندگان به خصوص پدرومادرداغدارش مسئلت می داریم.
این مطلب در تاریخ: چهارشنبه 01 شهریور 1391 ساعت: 10:49 منتشر شده است
کارواشتغال زنان
کار زن را نباید با اشتغال زن یکسان دانست چرا که :
● کار زن در تمامی تاریخ وجود داشته، در حالی که اشتغال زن پدیده ای جدید است در جوامع روستایی وعشایری کار زن بیشتر به چشم می خورد .آنگاه که خانواده هم واحد تولیدی است وهم واحدمصرفی،طبیعی است کار زن چشمگیر خواهد بود .
● کار زن زمان مشخصی ندارد ، زن در خانه از صبحگاهان تا دیر گاه شب به کار می پردازد.
● کار زن معمولا در خانه صورت می گیرد ، حال آنکه اشتغال زن در خارج از خانه است.
● کار زن دستمزد شخصی ندارد حال آنکه اشتغال زن ، با انتظام زمانی ودستمزد مشخصی همراه است که فقط در اختیار زن قرار دارد .
● در کار زن ، فراورده های تولید شده،به هنگام تبدیل به پول ، در اختیار مرد قرار می گیرند ،در حالی که در اشتغال زن،در آمد ناشی از کار زن صرفاً متعلق به اوست .
با اشتغال زن ، مرد نیز باید به خانه آید و تقسیم کار درخانه دچار تغیراتی چند شود:در صورتی که چنین نیست .در هیچ جای جهان،با خروج زن از خانه شاهد بازگشت مرد به آنجا نیستیم .بدین سان،زن هم بار کار در خانه و هم کار ناشی از اشتغال خارج از خانه را به دوش می کشد واین امر می تواند موجبات فرسودگی زود رس زن را فراهم سازد .
اشتغال زن پدیده ای مجرد نیست.باید به همرا ه آن سازمان های مؤید و مکمل (نظیر مهد کودک ،شیر خوارگاه و...)پدید آید .در غیر این صورت،شاهد از هم پاشیدگی حیات خانوادگی خواهیم بود .
با اشتغال زن باید،نوعی تقسیم کار در خانه صورت گیرد.لیکن عواملی چند مانع تحقق چنین هدفی می شوند:
۱- ارزش های متحجر (بسیاری از مردان از کار در خانه ابا دارند .نه بدان جهت که کار در خانه سخت است،بلکه بدان جهت که به زعم آنها کار در خانه عیب است وکسر شأن یک مرد.و در نهایت موجب فرو ریزی اقتدار در خانه می شود .)
۲- چند کاری (دنیای امروز با تعدد مشاغل مردا ن مواجه است.مردانی که دو یا گاه سه سازمان به کار می پردازند و یا اساساً صبح به کاری و عصر به کاری دیگر مشغول می شوند ، به یقین امکان مشارکت،جهت کار در خانه به همراه زن شاغل خود را ندارند.
با پیدایی جامعه دو جنسی(مرد- زنی)یا آنجا که می کوشند تفاوت های زن و مرد را به حداقل کاهش دهند،باز اشتغال زن صورت دیگری می یابد.در این جامعه مرد و زن هر دو تقاضای کار می کنند .به هر کس کار بهتر داده شد او شاغل می شود و دیگری کار در خانه و فرزند را سامان می دهد. این نوع اندیشه در کمتر جامعه ای در واقعیت چهره یافته است. فقط دو نوع جامعه بدان روی کرده اند:الف- جامعه کمونیستی به سبک مائو . در این جامعه تمامی کوشش ها در جهت نزدیک کردن زن و مرد ورای تفاوت های طبیعی بود. بدین صورت،زنان را به کارهای سخت نظیر(کار در معادن و...)و مردان را به کار در خانه می گماشتند.از سوی دیگر،به زنان لباس مردانه می پوشاندند،گیسو کوتاه می کردند وچنان می نمودند که در ظاهر نیز همانند مردان شوند ب- جامعه اسکاندیناوی (جوامع شمال اروپا)آنان خود را آزمایشگاه جامعه شناسی جهان می دانند و می کوشند تا پیشگام دگرگونی ها باشند،تغییرات جدید بیازمایند و به جهانیان ارائه دهند.بدین قرار،ملاحظه می شود که حجم و ابعاد کیفی اشتغال زن تا چه حد تابع اندیشه ها وافکار جامعه است.باید توجه داشت،به همان نسبت نیز نادیده گرفتن تفاوت های واقعی و طبیعی زن و مرد نادرست است. باید گفت،پذیرش واعمال یک سیاست واقع گرا درست است.
با پیدایی اشتغال زنان،باید هنجارهای تازه ای نیز پدید آید.به عنوان مثال،باید شاهد پیدایی هنجارهای نوینی باشیم که بر نحوه توزیع در آمد حاصل از اشتغال زنان ناظر باشند ومشخص شود این در آمد چگونه باید صرف شود ؟و با نظارت چه کسی ؟
از جانب دیگر،به همان نسبت که محرومیت زنان از بازار کار نادرست است،رمانتیسم اشتغال زن مبتنی بر آرمانی سازی اشتغال زنان نیز نا بجاست.نباید چنین انگاشت که هر زن باید شاغل باشد.هر دو سیاست با آزادی زن تناقض دارد.
اشتغال به خودی خود نوید ارتقاء زنان را به همراه ندارد.در کنار ارقام کمی زنان شاغل،باید به کیفیت اشتغال زنان نیز اندیشید.به عنوان مثال،باید دید نسبت از زنان در چه مشاغلی به کار مشغولند؟ آیا زنان صرفاً در قاعده هرم اشتغال به کار می پردازند یا امکان صعود نیز دارند؟
بر خلاف نظر مالتوس گرایان بر این اعتقادیم که هرم اشتغال متحجر و ثابت نیست،ورود زنان به بازار کار،ضرورتاً به معنای بیکاری مردان نیست.با بسط نیازها،وسعت خدمات،ارتقاء سطح زندگی قطعاً شاهد پیدایی مشاغلی جدید خواهیم بود.بدین سان زن و مرد در نظام متحجری از اشتغال، رقیب یکدیگر نیستند.
با گسترش امکانات آموزشی و شغلی برای زنان،کمتر شاهد خانواده های اضطراری خواهیم بود.به عبارت دیگر زنان به لحاظ نیاز و ناچاری،کمتر تن به ازدواج های اجباری و نامناسب خواهند داد.
اشتغال تمام وقت زنان،مخصوصاً آنها که فرزندانی خردسال دارند،و سپردن فرزندان به مهد کودک به ایجاد و گسترش پرستار- مادری می انجامد و این خود به تعادل عاطفی کودکان لطمه می زند. زیرا مربیان مهد کودک در نگهداری فرزندان،هر چند تخصص بیشتری یافته اند،با مشکلاتی هم مواجه اند.(به عنوان مثال:مربیان با تعدد کودکان مواجه اند. در حالی که مادر،گاه فقط یک کودک دارد و تمام زندگی را صرف او می کند. مربیان رشته های طبیعی پیوند عاطفی مادر- کودک را ندارند.یعنی هرگز جایگزین مادر نخواهند بود.)
باید توجه داشت،با پیدایی و بسط شرایط و امکانات زیر برای زنان:۱- فرصت های وسیع آموزشی ۲- فرصت های شغلی در سطوح مختلف ۳- تقسیم در آمد خانواده در صورت طلاق ۴- دو طرفه و دادگاهی شدن طلاق . مهر دیگر به عنوان وثیقه تأمین و به نوعی بیمه زنان نقشی ایفا نمی کند. از این رو،شاهد ازدواج هایی هستیم که در آن مهریه مطرح نیست. نظر به مطلب ذکر شده تفاوت کار و اشتغال زن را دریافت نمودیم و جنبه های مثبت ومنفی اشتغال زن را بر شمردیم لذا برای این مهم باید راه کارهای مناسب اندیشیده و به مرحله اجرا در آید تا جامعه و خانواد ه دچار نوعی تزلزل نشود.
این مطلب در تاریخ: یکشنبه 01 مرداد 1391 ساعت: 14:45 منتشر شده است
مراسم عید نوروز و دورک شاهپوری در گذشته و حال
عید نوروز و مراسمات مربوط
در ادبيات فارسي جشن نوروز را مانند بسياري از آيين هاي ديگر ، رسم ها ، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري ، چون فردوسي ، منوچهري ، عنصري ، بيروني ، طبري ، مسعودي ، ابن مسکويه ، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي - اسطوره اي آنان بي گمان ادبيات پيش از اسلام بوده ، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند.
نوروز باستاني كه از هزاران سال پيش تاكنون جشن ملي ايرانيان است ، جشن رستاخيز طبيعت و نو شدن زندگي است ، جشن جنبش و تكاپو و كار وكوشش و جشن سرشت است . عيد نوروز و گرامي بودن آن نزد ايرانيان بسيار ديرين و كهن است ، چنان كه پيدايش آن را به جمشيد پيشدادي نسبت داده اند.
با بررسي نوشته هاي پيشينيان ، به انگيزه هاي بسياري درباره برپايي جشن نوروزبرمي خوريم كه بيشتر جنبه داستاني دارد تا باستاني . ايرانيان شمالي كه كيش و آيين زرتشتي داشتند، آغاز سال را با فرارسيدن بهار و ايرانيان جنوبي آغاز سال را با آغاز فصل زمستان جشن مي گرفتند. به باور زرتشت، ماه فروردین (نخستین ماه گاه شماری خورشیدی ایرانیان) به فره وشی (سرزندگی) اشاره دارد که دنیای مادی را در آخرین روزهای سال دچار دگرگونی میکند. بنابراین، زرتشتیان، ده - روز را برای اینکه روح نیاکان خود را شاد کنند، گرامی میدارند. ممکن است این سنت که، برخی پیش از نوروز به گورستانها میروند، ریشه در این باور داشته باشد.
یک روایت در مورد خاستگاه نوروز این است که در این روز کیاخسرو، پسر پرویز بردینا، به تخت سلطنت نشست و ایرانشهر را به اوج شکوفایی خود رساند.
روایت دیگر این است که در این روز ویژه (یکم فروردین)، جمشید، پادشاه پیشدادی، بر روی تخت طلایی نشسته بود در حالیکه مردم او را روی شانههای خود حمل میکردند. آنها پرتوهای خورشید را بر روی پادشاه دیدند و آن روز را جشن گرفتند.
در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (۲۱ مارس) آغاز میشد، ولی مشخص نیست که چند روزبه طول میانجامید. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشنها یک ماه ادامه داشت. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا میشد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی بود، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامیکه پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی میپذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.
جشن نوروز از آیینهای باستانی و ملی ایرانیان میباشد. جزئیات چگونگی این جشن تا پیش از دوره هخامنشیان بر ما پوشیده است. در اوستا نیز هیچ اشارهای به این جشن نشده است. همچنین از دید مذهب و باورهای دینی ایرانیان باستان در ارتباط با این جشن اطلاعاتی در دست نیست. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.
از جشنهای متعددی که در ایران باستان مرسوم بوده، یا از جشنهای اندکی که از آن عهد به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچکتر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن میآید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سين است.
نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده است که امروز تنها برخی از آنها برجای مانده و پارهای در دگرگشتهای زمانه از بین رفتهاند. از رسمهای بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است.
در سال 1304 هجري شمسي برابر با 1343هجري قمري ، بنابر قانون مصوب يازدهم فروردين ، آغاز سال با آمدن بهار، به گونه اي رسمي ، آغاز سال ايران اعلام و به جاي ماههاي قمري ، ماههاي ايراني به كارگرفته شد.
ناگفته نماند كه قراردادن نوروز در آغاز بهار، ازروزگار ملكشاه سلجوقي (465 تا 485 هجري قمري ) برقرار گشت كه به نام سازنده آن (تاريخ جلالي - تاريخ ملكي ) نام گذاري شد. در اين هنگام به فرمان ملكشاه ، اخترشناساني همچون عمر خيام ، حكيم لوكري ، ميمون بن نجيب واسطي ، ابوالمظفر اسفزاري و چند تن ديگر به اصلاح تقويم دست يازيدند. بايد دانست كه پيش از آن ، نوروز درگردش بود و هيچ گاه در جاي اصلي خود ، يعني برج حمل و آغازين روز بهار، قرار نمي گرفت .
دورک همانند دیگر بلاد،با فرا رسیدن برج اسفند ، كم كم انديشه عيد نوروز در دلهاي اغنيا و غم و غصه آن به خاطر فقرا نشسته و جنب و جوش داد وستد در بازارها و دكان ها ظاهر گشته ، مردم به تهيه وسايل عيد برمي خاستند و مقدم بر همه ،رخت و لباس دوخته و ندوخته براي خود واطفال بود كه دغدغه و وقت زيادتر مي طلبيد..
این مطلب در تاریخ: یکشنبه 01 مرداد 1391 ساعت: 14:41 منتشر شده است












%20of%20%DB%B1%DB%B9%DB%B8%DB%B0%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B9%DB%B9%DB%B5%DB%B7(1).jpg)
%20of%2015021980724.jpg)






